تبلیغات
تنـــــــــــها در شــــــــــب
تنـــــــــــها در شــــــــــب

خسته ...

یکشنبه 26 اردیبهشت 1389


دلم تنها ترین دلهاست

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389


خزان عشق

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389


دلم تنگ است

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389

بزن

امشب

چه خوش می زنی باران

هرگز نبودم با او

زیراین ساز هماهنگ

بزن …

شاید او

ترانه ای عاشقانه می خواند

با ساز تو

بزن باران

شاید قلب او

به تپشی دوباره افتد

و مرا

در زیر این باران بیابد         


بی خیالش

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389

      Image and video hosting by TinyPic

  
 
 
چیه دلم،گرفتی


 واسه چی داری گریه میکنی ؟

                              چیه دلم،شکستی

                                         واسه کی داری گریه میكنی

                                                                   
            چیه دلم، غریبی


چی دیدی داری گریه میکنی ؟


                              میگی گذاشته رفته

                                          ا ونی که مثل نفس تو بود


                                                                    میگی دلتُ شکسته


اونی که همه ی کس توبود


                     میگی دیدی نموندش

                                پای همه ی حرفهایی که زده بود

                                                      دل من میدونم داری دیوونه میشی

                                    

      امابازبی خیالش


  دل من میدونم داری ویرونه میشی


                                        
  اما بازبی خیالش


لالایی عشق

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389

Image and video hosting by TinyPic


بیا

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389


 

ای که زندگی ام را با نگاهت روشن میکنی
و سر فصل زیای زندگی را با کلمه عشق آغاز میکنی
ای که همچون ساحل آرامی بودی در دریای طوفانی دلم
و نا خدایی برای کشتی رها شده درطوفانی از امواج
حال چون همیشه سفره آسمان دلت را برای این دل تنگ بگشا
که مرا به تو نیاز است
غمها بر من حمله ور
کشتی ها همه بر گل نشسته
نگاهم خسته
بیا که وجودت همچون مرحمی بر این دل تنگ است
و همچون ساحلی ست برای کشتی غم زده ام
بیا که نگاهت همچون چراغی ست در دنیای ظلمانی بی کس
و صدایت لالایی شبانه ام

بیا که صبر همنشین مرگ است

 


زندگی چیست؟

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389


 

از کبوترپرسیدم : زندگی چیست؟

 پرهایش را تکان داد و جواب نداد

 ازدریا پرسیدم:زندگی چیست؟

 خروشید و جوابم را نداد

ازآفتاب پرسیدم:زندگی چیست؟

 غروب کرد وجوابم را نداد

 ازانسان پرسیدم:زندگی چیست؟

 گفت: زندگی خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است.

 


دل تنگم

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

دلم برات تنگ شده...

اما من...من میتونم این دوری رو تحمل کنم....

به فاصله ها فکر نمیکنم .......میدونی چرا؟؟

آخه....جای نگاهت رو نگاهم مونده....

هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام کنم.....

رد احساست روی دلم جا مونده....

میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم....

چشمای بیقرارت هنوز هم دارن باهام حرف میزنن....

حالا چطور بگم تنهام؟؟

چطور بگم تو نیستی؟؟

چطور بگم با من نیستی؟؟

آره خودت میدونی....میدونی که همیشه با منی.....

میدونی که تو .....توی لحظه لحظه های من جاری هستی.....

آخه تو.... توی قلب منی....آره ! تو قلب من....

برای همینه که همیشه با منی.....

برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی......

برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم......

آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه......

هروقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم.......

دیگه منیتونم تحمل کنم.....

دستامو میزارم رو صورتمو یه نفس عمیق میکشم......

دستامو که بو میکنم مست میشم.....

مست از عطر تو .

صدای مهربونت رو میشنوم.....

وآخر همه ی اینها....به یه چیز میرسم.....

به عشق و به تو.....آره به تو......

اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه.....

اونوقت تورو نزدیکتر از همیشه حس میکنم.....

اونوقت دیگه تنها نیستم....

حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم....

به این تنهایی دل بستم....

حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست....

پر از یاد عشقه......

پر از عشکای گرم عاشقونه  .

 

 


تقدیم به تـــــــــــو

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

Just for you

 

 

 

 

یه شاخه گل از طرف یه قلب عاشق تقدیم به تو

شاخه گلی که با یه دنیا عشق و احساس عاشقانه برای تو چیده ام

از من بپذیر این هدیه را زیرا برای توو به عشق تو این شاخه را چیده ام

این تنها هدیه ی من نیست ، قشنگترین هدیه در قلب من است

همین قلبی که تنها برای تو میتپد

 

هدیه من به تو این است : دوستت دارم

از من بپذیر زیرا از ته قلبم این کلام زیبا را به تو گفته ام

همین که تو را دارم بهترین هدیه است ، همیت که یک دنیا دوستت دارم زیبا ترین لحظه ی عاشقیست

هر روز ، هر لحظه و هر ثانیه برای من وتو روز عشق است

امروز روز تو و فردا روز من است ، آری هر روز ما روز عشق است

میخواهم هر لحظه به تو این روزهای زیبا را تبریک بگویم وبه عشق رسیدن روزهای در کنار هم بودن

لحظه شماری کنم

یک شاخه گل از طرف کسی که یک دنیا دوستت دارد تقدیم به تو

تو که میدانی خودت از گل نیز برایم زیبا تری عزیزم ، گلی که جایش در قلب من است

من و تو به انتظار روز وصال نشسته ایم تا به همگان صابت کنیم که عاشق هم هستیم

دستت را به من بده عزیزم ، بگذار به آغوش گرمت پناه ببرم ، زیرا آغوش تو امنترین و گرمترین

جای دنیاست

 

حالا که خیلی دوستت دارم

در آغوشت هستم احساس میکنم خوشبخت ترینم

دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی تا من نیز احساس آرامش کنم

 

یک هدیه دیگر نیز برای تو دارم ای بهترینم

لبهای سرخت را بر روی لبانم بگذار تا آن را به تو تقدیم کنم

 

 

¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

 

 

دوستت دارم از همین نقطه خاکی تا عرش

 

دوستت دارم از زمین تا به خدا

 

 

 

 



...

دوشنبه 13 اردیبهشت 1389

 

صبر کن عشق زمینگیر شود، بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود، بعد برو


ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود، بعد برو


تو اگر کوچ کنی بغض گلو میشکند
خنده کن،عشق نمک گیر شود، بعد برو


یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد
صبر کن گریه به زنجیر شود، بعد برو


خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود، بعد برو
...

 


بدون شرح

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389

من زاده شهوت شبی چرکینم
در مذهب عشق, کافری بی دینم
آثار شب زفاف کامی است پلید
خونی که فسرده در دل خونینم
من اشک سکوت مرده در فریادم
دادی سرو پا شکسته در بی دادم
اینها همه هیچ...ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم؟


جوابت چیه ؟؟؟

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را

ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که

 بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا

صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده

خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام

آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام

قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند .؟؟؟؟

 

سمفونی مرگ


آتــــش

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389

در نـگـاه مـن نـم خـون است بـر زبـان من همـه آتـش


فـرصتی مرا که بـریـزم در گلـوی زمـزمـه آتـش


گفتم از کتاب محــرم غیر اشک و خـون چه بخـوانـد،


تا به رازتان برســــد دل؟ گفـت بی مـقـدمـــه : آتــش


بعداز آن که پیکر خورشید قطره قطره نقش زمین شد


سهـم قـمـریـان حـرم بــود در غـبـار و همهـمـه آتـش


تـا همیشه مـانـده بـه ذهـنـش راز آن دو دسـت وفـادار


جـای آه و نــالـه بلـنــد اسـت از نـگـاه عـلـقـمـه آتـش


کـوفـه ای وفـای دروغیـن ! تـا هـمـیشه کوفـه بـمانـی


هــم نـوا شــدی کـه بـبــارد بــر حـریـم فـاطـمـه آتـش


آه از آن دمـی کـه تــو را هـم بـا سـر آمـدان شـقـاوت


مـی کـشد به مظلـمه دوزخ می بــرد به محکمه آتـش


بــه هــوای آن کـه بــنــالـد در عـزای ایــل شـــقـایــق


تـار و پـود مـن هــمه نـی شد نی نـوای من هـمه آتش


فقط یک گام دیگر

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389



فقط یك گام دیگر مانده تا پای بلند دار


كمی آهسته تر شاید...نه محكم تر قدم بگذار



به شدت خسته ام از خود، به شدت خسته ام از تو


بیا ای جان بی ارزش، بیا دست از سرم بردار



خدا می داند ای مردم، دلم چون ساقة گندم


نمی رقصد بجز با گل، نمی میرد مگر با خار



نه با جن نسبتی دارم، نه از اقوام انسانم


مرا از من بگیر و دست موجودی دگر بسپار



خودت بنشین قضاوت كن اگر تو جای من بودی


چه می گفتی به این مردم، چه می كردی به این دیوار؟



خدایا گر چه كفر است این ولی یك شب از این شبها


فقط یك لحظه - یك لحظه - خودت را جای من بگذار



فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
    نظر شما دربازه این وبلاگ چیــــــــــست ؟؟؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها