تبلیغات
تنـــــــــــها در شــــــــــب - قصه عشـــــــــق ما تماااام شـــــــد
تنـــــــــــها در شــــــــــب

قصه عشـــــــــق ما تماااام شـــــــد

شنبه 28 فروردین 1389

قصه ای عـــــشـق من و تو تمام شد
حرف دل من و حرف دل
تو تمام شد
لجظه٫ آخر انــتظار و آخرین نــــگاه
باقطره ای ســـرشـــــک من تمام شد


اما آخرین
لحظه نفسم انتظار تـــست
هر آنچه یاد
هـــای من و تو تمام شد
هنوز هم صــــدای تو در قلب منست

نه مگو لحظه آخــرین
دیدار تمام شد

هنوز هم دلـــم برای دیدن تو میلرزد
 با آنـــــــکه عشق من و تو
تمام شد
ترا دوســــــــت دارم تــــا نفس دارم

نه مگو انــــتظــــــار من تو تمام شد

زار زار برایت گریســـــتم اماگفتی خسته ام
نگاه نکردی و گفتی عشق من و تو تمام شد

اما میدانم هنوز هم در تی قــلبت جای منست
با آنــکه  قصــــه ای عشق من و تو تمام شد

                                                       
                                                      

 


Do you get taller when you stretch?
شنبه 25 شهریور 1396 09:07 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog
and was wondering what all is needed to get setup? I'm assuming having a blog like yours would
cost a pretty penny? I'm not very web smart so I'm not 100% sure.

Any tips or advice would be greatly appreciated. Thank you
zellapolle.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 09:38 ق.ظ
Since the admin of this web page is working, no uncertainty very rapidly it will be famous, due to
its feature contents.
http://crystaneuenschwande.hatenablog.com/
جمعه 13 مرداد 1396 06:06 ق.ظ
Ahaa, its nice discussion concerning this
post here at this web site, I have read all that, so
now me also commenting at this place.
jk
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 09:17 ب.ظ
بازآی که چون برگ خزانم رخ زردی است

با یاد تو دمساز دل من ، دم سردی است

گر رو به تو آورده ام از روی نیازی است

ور درد سری می دهمت از سر دردی است

از راهروان سفر عشق ،در این دشت

گلگونه سرشکی است اگر راه نوردی است

غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد

جز درد که دانست که این مرد چه مردی است

ازدرد سخن گفتن و ازدرد شنیدن

با مردم بی درد ،ندانی که چه دردی است

گرچه آن گل، به دلم آتشی افروخته است

نكنم شكوه، كه چون غنچه لبم دوخته است

با همه خونِ دل و سوز درون، خاموشم

كه لبم دوخته است، آنكه دلم سوخته است

بگو ای ناله‌ی جان‌سوز، كه در سینه‌ی من

دلِ سودازده، یا آتشِ افروخته است؟

یادگارِ تن گرمِ تو و نوشین لبِ توست

این همه داغ كه بر جانِ غم اندوخته است

دل هم از صحبتِ من روی بتابد چه كنم

با تو آمیخته و خوی تو آموخته است

حاصل عمرِ من و شمع سحرگاه، رهی

اشكِ سرد و نفسِ گرم و دل سوخته است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
    نظر شما دربازه این وبلاگ چیــــــــــست ؟؟؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها